شعر آشفته

اسکیزوفرنی

سه شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ب.ظ

مختصر توصیفی از یک اختلال

اختلال مزمنی که دیر و زود

می پریشاند روان را تار و پود

می شود آشفته رفتار و شناخت

عاطفه محدود گردد یکنواخت

می شود آغاز قبل از بیست و پنج

می نهد یک عمر را در درد و رنج

شرح گویم از گذشته تا به حال

ریشه ی تاریخی این اختلال 

این مرض تا قبل قرن نوزده

بیش و کم توصیف گشته گاه گه

غالب توصیف ها کامل نبود

نحوه ی تشخیص را شامل نبود

عالمی بی مو و با ریش و سبیل

کو" کرپلین" بود و نامش هم "امیل"

داد تعریفی ز بیماری سپس

خواند نامش را "دمانس زودرس" 

گفت زایل میکند عقل و خرد

زندگی را رو به ویرانی برد

با چنین پیش آگهی در یک نگاه 

اندک اندک زندگی گردد تباه

همزمان با او "بلولر " نیز بود

فکر و ذکرش واژه ی " اسکیز" بود

واژه ی امروز را بنیان نهاد

نام " اسکیزوفرن" بر آن نهاد

گفت بین فکر و احساس و عمل

رابطه "اسکیزم" گردد یحتمل

او برای صحبت از این ساز و کار

ساخت بنیاد علائم بر چهار

عاطفه محدود و بی پاسخ بود

یا تداعی سست و بی معنی شود

یا دودل گردد به کار و زندگی

اسیر حال در خود ماندگی

کرد مطرح هر یکی از دیگری

بعد از آن توصیف های بهتری

آنچه اکنون پایه ی تشخیص ماست

شرح حال مبتلای بی نواست 

آنچه می بینیم اندر حال او

شرحی از کیفیت احوال او

وانچه در رفتار او جاری بود

پایه ی تشخیص بیماری بود

|ناشناس|

پ.ن:اگر  نام شاعران و نویسندگان رو میدونید اطلاع بدین لطفا:)

سپاس

  • یک ‌آشفته

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی