شعر آشفته

دروغ

دوشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۲ ب.ظ

مپرس شادی من حاصل از کدام غم است

که پشت پرده ی عالم هزار زیر و بم است


زیان اگر همه ی سود آدم از هستی ست

جدال خلق چرا بر سر زیاد و کم است


اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی

که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است


خبر نداشتن از حال من بهانه ی توست

بهانه ی همه ظالمان شبیه هم است


کسی بدون تو باور نکرده است مرا

که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است


تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست

وگرنه فاصله ی ما هنوز یک قدم است

|فاضل نظری|

  • یک ‌آشفته

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی